تناقضات در عقاید تشیع

آیا اینها تناقض نیست؟

علی یا شیعیان علی ؟

مدعیان تشیع برای حضرت علی و امامان قائل به عصمت هستند، ولی جملات خود ایشان و مطالب مندرج در تاریخ، خلاف این امر را ثابت می کند، حضرت علی علیه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه فرموده: پس از گفتن حق یا مشورت دادن به من خودداری نکنید زیرا خود را از آن که اشتباه کنم مصون نمی دانم مگر آنکه خداوند مرا حفظ کند. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت می باشی و راه او را می روی و از تواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او را انتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويه شده، حضرت به او مي‌نويسد : «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر.

و از نامة 63 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت أبوموسي أشعري را عامل کوفه قرار داده در حالي که ابوموسي(به عقیده خود شما) هم منافق در آمد و هم با حضرت مخالفت کرد و از نامة 61 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شود که آن حضرت کميل بن زياد را عامل هيت قرار داد در حالي که او مقاومت نکرد و شهر هيت را تسليم دشمن نمود، و حضرت او را مذمت کرده است. و از نامة 44 نهج البلاغه و تواريخ معلوم مي‌شود که حضرت زياد بن ابيه را عامل بر فارس قرار داده و اشتباه نموده است. و از نامة 43 نهج البلاغه معلوم مي‌شود که مصقلة بن هبيرة را عامل اردشير قرار داده و او خائن در آمد. و از نامة 41 نهج البلاغه و رجال و تواريخ معلوم مي‌شود در تعيين ابن عباس اشتباه نموده است و همچنين طبق تمام تواريخ قيس بن سعد بن عبادة را که حاکم او بر مصر بود معزول نمود و بواسطة عزل او و نصب محمد بن ابي بکر، مصر سقوط کرد و معلوم شد حضرتش اشتباه کرده و نبايد به سخن نمامين گوش مي‌نمود. و حضرت علی علیه السلام در صحیفة علویه دعای سوم ماه و در دعای کمیل و دعای صباح و چند دعای دیگر فرموده : «اللهم اغفر لي الذنوب التي تنزل البلاء، لا تفضحني بخفي ما اطلعت علیه من سري و لا تعاجلني بالعقوبة علی ما عملته في خلواتي من سوء فعلي و إسائتي و دوام تفریطي و جهالتي و کثرة شهواتي و غفلتي، اللهم اغفر لي خطایاي و عمدي و جهلي و هزلي و جدي فکل ذلك عندي، أبیت إلا تقحما علی معاصیك و انتهاکا لحرماتك و تعدیا لحدودك، الحمد لله الذي ستر عیوبي و لم یفضحني بین الناس، فبئس المطیة التي أمتطت نفسي من هواها، و معصیتي کثیرة، و لساني مقر بالذنوب، و أعوذبك أن تحول خطایاي أو ظلمي أو إسرافي علی نفسی و اتباع هواي و استعمال شهوتي دون رحمتك و برك، الهي سترت علي في الدنیا ذنوبا و لم تظهرها للعصابة و أنا إلی سترها یوم القیامة أحوج و قد أحسنت بي إذ لم تظهرها للعصابة من المسلمین فلا تفضحني بها یوم القیامة علی رءوس العالمین، و استر علي ذنوبي، إلهي لو لا ما قرفت من الذنوب ما فرقت عقابك، ألقني السیئات بین عفوك و مغفرتك، قد أصبت من الذنوب ما قد عرفت و أسرفت علی نفسی بما قد علمت، أوقرتني نعما و أوقرت نفسي ذنوبا، أذکر لك فاقتي و مسکنتي و میل نفسي و قسوة قلبي و ضعف عملي، حاجتي إلیك اللهم العتق من النار». حضرت سجاد در صحيفة سجاديه دعاي 34 مي‌فرمايد : «کم نهي لك قد أتيناه و سيئة اکتسبناها». و در دعاي دهم فرموده : «اللهم إن الشيطان قد شمت بنا إذ شايعناه علي معصيتك»، و در دعاي 52 فرموده : شهواتي حرمتني يعني، شهواتم مرا بي‌بهره ساخته، و در دعاي 41 فرموده : «لا تعلن علي عيون الملأ خبري»، «أخف عنهم ما يکون نشره علي عارا»، و در دعاي 25 و 16 فرموده : «أعذني و ذريتي من الشيطان الرجيم، سلطته منا علي ما لم تسلطنا عليه منه»، «و من أبعد غورا في الباطل و أشد إقداما علي السوء مني حين أقف بين دعوتك و دعوة الشيطان فأتبع دعوته»، يعني، …… هنگامي که بين دعوت تو و دعوت شيطان بايستم دعوت شيطان را مي‌پذيرم. حضرت علي بن الحسين علیه السلام  در دعاي 32 صحيفة سجاديه فرموده : «کثر علي ما أبوء به من معصيتك»، يعني، بسيار است معصيت تو بر من که اقرار مي‌کنم، و فرموده : «اللهم إنك أمرتني فترکت و نهيتني فرکبت» يعني، خدايا تو مرا امر نمودي پس سر باز زدم و نهي نمودي، پس بجا آوردم، و فرموده : «کبائر ذنوب اجترحتها» يعني، گناهان عظيمي که مرتکب شدم، و در دعاي رمضان از خدا خواسته که : «تطهرنا به من الذنوب» و قابل توجه است که عبدالله بن عباس که از یاران نزدیک امام بوده برای او قائل به عصمت نبوده است و در مورد طریقه عزل معاویه با حضرت علی علیه السلام  مخالف بوده، و به حضرت علی پیشنهاد می دهد که معاویه را نگه دار و پس از آرام شدن مملکت او را عزل کن (تاریخ طبری ج 6 ص 3089) که حضرت علی قبول نمی کند و در پاسخ می گوید: بر تو است که رای خود را به من بگویی، و من باید پیرامون آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی. (نهج البلاغه حکمت 321).
شما در مقابل این مطالب دوباره دست به تاویل زده و می گویید: امام در خیلی از امور مشورت می کرده است، و نظر بقیه را اجرا می کرده که در بعضی اوقات نتیجه آن خیانتکار شدن بعضی از والیان می شده است چون امام همیشه از علم غیب خود استفاده نمی کرده است!!! و در شرایطی مجاز به استفاده از آن نبوده است!!! در جواب می گوئیم: پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم طبق آیات بسیاری از قرآن مثل اعراف/ 188 علم غیب نداشته است، و در همین آیه آمده که اگر علم غیب داشتم حتما از آن استفاده می کردم، حال چگونه است که حضرت علی علم غیب داشته ولی استفاده نکرده؟! و علم غیبی که از آن استفاده نشود و به کار حکومت و مردم نیاید چه فایده ای دارد؟! اگر به قول شما حضرت علی از علم غیب خود استفاده نکرده و در نتیجه باعث خیانتکار شدن والیان و سست شدن و انحراف حکومت اسلامی شده، پس فرق او با دیگر خلفا در چیست؟! شما آنها را نیز فاقد علم غیب می دانید و می گوئید: صلاحیت حکومت را نداشته اند و باعث انحراف اسلام شده اند، پس هیاهوی شما برای دادن خلافت به علی چیست؟! یا می گویید: حضرت علی فرموده: خود را مصون از خطا نمی دانم مگر آنکه خدا مرا حفظ کند، و البته خداوند او را حفظ می کرده چون او دارای عصمت بوده است!!! در جواب می گوئیم: این در مورد همه صدق می کند و خداوند هر کس را که حفظ کند از خطا مصون خواهد ماند، و اگر حضرت علی دارای عصمت بود و به هیچ عنوان خطایی نمی کرد، دیگر گفتن این جمله بی معنا بود که به من مشورت دهید چون خود را مصون از خطا نمی دانم مگر اینکه خدا مرا حفظ کند، و این جمله را کسی می گوید که ممکن است خطا بکند و به مشورت نیاز داشته باشد.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • اعتبارها

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: