تناقضات در عقاید تشیع

آیا اینها تناقض نیست؟

این است روش علمی و تحقیقی آخوندها!

علمای مدعی تشیع، دائم به نفع خود، مطالبی را بصورت گزینشی از کتب اهل سنت بیرون می کشند و به احادیث ضعیف و اخبار واحدی که در کتب اهل سنت هستند استناد می کنند، همین علما وجود شخصی بنام عبدالله بن سبا را منکرند[1] ولی می بینیم که در کتب خودشان پیرامون این شخص مطالب بسیاری نقل شده است، اما وقتی نوبت به خود ایشان می رسد می بینیم که به راحتی همه این مطالب و احادیث را رد کرده و باطل می دانند، این است روش علمی و تحقیقی آخوندها در اثبات حقانیت خودشان، برخی مطالب پیرامون ابن سبا به این شرح هستند

و برای خواننده گرامی لازم به تذکر است که ریشه تاسیس و به وجود آمدن خرافات در تشیع و اصل امامت و وجود غلات شیعی، به این شخص بر می گردد: كسي از امام باقر- عليه السلام- روايت ميكند كه فرمودند: «عبدالله بن سبا مدعي نبوت بود، و عقيده داشت كه نعوذبالله اميرالمؤمنين خودش خداست، وقتي به اميرالمؤمنين خبر رسيد او را فراخواندند، و در مورد از وي پرسيدند، اعتراف كرد و گفت: آري، تو خدايي، در دلم آمده است كه تو خدايي و من پيامبرم، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: هلاكت برتو باد، شيطان ترا مسخره كرده است، مادر مرده! فورا برگرد و توبه كن، وي انكار كرد، او را زندان كردند و سه روز به او مهلت دادند كه توبه كند ولي توبه نكرد، بنابراين اميرالمؤمنين او را به آتش انداختند و فرمودند: شيطان او را فريب داده بود، و چنين كفرياتي را در دلش وسوسه مي كرد»(رجال كشي1/70) و از امام صادق- عليه السلام- روايت است كه فرمودند:«خداوند لعنت كند عبدالله بن سبا را كه در بارة اميرالمؤمنين -عليه السلام- ادعاي ربوبيت ميكرد، و به خدا سوگند كه اميرالمؤمنين- عليه السلام – جز بندة فرمانبرداري براي خدا نبود، هلاكت باد بركسي كه برما دروغ مي بندد، عده ای درباره ما چيزهايي را ادعا ميكنند كه خودمان دربارة خود ادعا نكرده ايم، از آنان بيزاريم و به خدا پناه مي جوييم» (رجال كشي 1/71) مامقاني مي گوید:«عبدالله بن سبا كسي است كه به كفر بازگشت و اظهار غلو نمود و مي گوید:"غالي مطعوني است كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند، وي معتقد بود كه علي -عليه السلام- خدا و خودش پيامبرست»(تنقيح المقال ج2 / 183-182) نوبختي مي گوید:«سبائيها به امامت علي قائل بودند، و اعتقاد داشتند كه امامت فرض است و از سوي خدا تعيين مي گردد، آنها پيروان عبدالله بن سبا هستند، ابن سبا از كساني بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر صحابه آشكارا طعن وارد مي كرد و از آنان بيزاري مي جست و مدّعي بود كه علي-عليه السلام- او را به اين كار مكلف كرده است، اميرالمؤمنين از وي در اين باره توضيح خواستند، او اعتراف نمود، بنابرين دستور به قتلش دادند، مردم سراسيمه پيش اميرالمؤمنين رفتند و گفتند: آيا كسي را ميكشي كه به محبت شما اهل بيت دعوت مي كند و بسوي ولايت شما و بيزاري از دشمنان شما مي خواند، بنابراين او را به مدائن تبعيد كردند» نيز مي گوید: عده اي از اهل علم حكايت كرده اند كه عبدالله بن سبا مردي يهودي بود كه مسلمان شد، و با علي علیه السلام دوستي كرد، او قبلاً، كه هنوز يهودي بود در باره يوشع بن نون كه پس از موسي- عليه السلام- آمد همين مقوله را مي گفت وقتي كه مسلمان شد درباره علي بن ابيطالب علیه السلام نيز چنين ادعائي كرد. او اولين كسي بود كه از فرض بودن امامت علي -عليه السلام -و اظهار بيزاري از دشمنانش سخن گفت از اينجاست كه كساني كه با شيعه مخالفند مي گويند: اصل رفض از يهوديت است»(فرق الشيعة ص 32-44 ) سعد بن عبدالله اشعري قمي در آغاز سخنش از سبائيت مي گوید:« سبائيها پيروان عبد الله بن سبا هستند، او عبدالله بن وهب راسبي همداني است، عبد الله بن خرسي وابن أسود كه از معتمدترين يارانش بودند او را در اين كار ياري كردند، وي اولين كسي بود كه بر ابوبكر و عمر و عثمان آشكارا طعن وارد كرد و از آنان اعلان بيزاري نمود»(المقالات والفرق ص 20) ابن ابي الحديد تصريح كرده كه درحالي كه علي-عليه السلام- خطبه مي خواند عبدالله بن سبا بلند شد و گفت: أنت أنت) تويي تويي، چندين بار اين جمله را تكرار كرد، حضرت علي فرمودند:« نفرين بر تو باد من كيستم؟ گفت:(أنت الله) تو خدايي، دستور دادند كه او را با پيروانش دستگير كنند»(شرح نهج البلاغه ج 5/5) آقاي نعمة الله جزائري مي فرمايد:«عبد الله بن سبا به اميرالمؤمنين گفت: تو الهِ بر حقي، أميرالمؤمنين او را به مدائن تبعيد كردند، او از يهوديت مسلمان شده بود، و مانند آنچه كه به حضرت علي- عليه السلام -گفت در يهوديت به يوشع بن نون و موسي -عليه السلام- مي گفت»(الانوار النعمانية ج 2 /234 ) براي اطلاع و آشنائي بيشتر با ابن سبا مي توانيد به این كتب نیز مراجعه کنید: غارات ثقفي، رجال طوسي، رجال حلي، قاموس الرجال تستري، دائرة المعارف اعلمي حائري موسوم به مقتبس الاثر، الكني و الالقاب از عباس قمي،حل الاشكال بن طاووس، رجال بن داود، تحرير طاووسي، مجمع الرجال قهبائي، نقد الرجال تفرشي، جامع الرواة مقدسي اردبيلي، مرآة الانوار محمد بن طاهر عاملي و مناقب آل ابي طالب از ابن شهر آشوب.


[1] جالب است که ابن سبا وجود ندارد ولی امام زمان وجود دارد و نباید ذره ای در وجودش شک کرد و حتی نائب بر حقش باید ولی امر مسلمین جهان باشد!!!

Advertisements

۱ دیدگاه»

  اسی wrote @

خوب که چی ؟ یکی کافر شده علی(ع) هم حکمش را جاری کرده. کدام شیعه ای این اراجیف رو در حق ایمه بیان می کند؟ ایمه همگی بشری بودند که به حق دعوت میکردند. شما از این افاضات دنبال چه هستید؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • اعتبارها

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: