تناقضات در عقاید تشیع

آیا اینها تناقض نیست؟

گرمای سوزان روز غدیر

جدليون شيعه مي گويند: مگر مي شود پيامبر در آن گرماي شديد مردم را نگهدارد كه بگويد علي را دوست داشته باشيد؟

البته ما پاسخ علمي و عقلي مي دهيم لطفاً با يك روايت و حديث پاسخ ندهيد و شما نيز تنها پاسخي علمي و منطقي و عقلي بدهيد.

پاسخ:

  • در غدير، هيچگاه سرماي شديد حاكم نبوده و همه روزها گرما بوده هم قبل از آن و هم بعد از آن و مثل اين است كه بخواهيم مرتب بگوئيم: در آن سرماي شديد قطب جنوب!!! خوب مسلم است كه هوا در قطب هميشه سرد است.
  • قبايل عرب، هميشه زير آفتاب سوزان عربستان در حال مسافرت و تجارت بوده يا در جستجوي آب مرتب در حال کوچ بوده اند. بعيد است براي کساني که بتها و خدايان خود را شکسته و مسلمان شده اند، ايستادن زير آفتاب، خيلي ناراحت کننده بوده باشد.
  • چطور شما معتقديد موضوع آنقدر مهم بوده که پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) مردم را در آن گرماي شديد نگه داشته ولي وقتي نوبت به بيان اصل مطلب مي رسد اين موضوع مهم را در پرده اي از ابهام و با واژه أي (مولي) اعلام مي‌کنند كه داراي 27 معني متفاوت است. و هيچکدام از آن 27 معني معناي خلافت را نمي دهد!!!
  • رسم هميشگي عربها در مسافرتها اين بوده است كه پس از طي مسافتي براي استراحت، مي‌ايستاده اند تا ضمن آن، كاروان پشت سر هم برسد. ولي شما با هياهو مي گوييد: پيامبر گفت كاروان قبلي بيايد (نيازي به گفتن نبوده است خودش مي آمده!!!‌) و كاروان رفته برگردد و گرماي شديد حاکم بود و…ولي بالاخره بايد در جايي نماز ظهر خوانده مي شد يا نه؟ ضمن اينکه پيامبر خطبه اي طولاني خوانده (که يک کلمه از آن سخن از خلافت و تعيين جانشين نيست) و در انتهاي خطبه مردم را به دوستي با علي سفارش کرده پس هدف از توقف در غدير: خواندن نماز، خواندن خطبه و آخرين سفارش به مردم و در انتها معرفي علي بوده و هدف از توقف فقط سفارش علي نبوده که بگوييد چرا پيامبر در آن گرما مردم را نگهداشت.
  • پيامبر اكرم (صلي الله عليه وسلم) از آنجا كه هميشه طبق شرايط واقعي (رئال) عمل مي كرده و بر خلاف ما از خواب و خيالهاي ايده آليستي به كلي دور بوده براي همين در هر شرايطي موارد پيش آمده را به بعد موكول نمي كرده و طبق مديريت زمان از هر لحظه براي بيان حقيقت يا عملي كردن طرحهاي خودش استفاده مي كرده است. اگر بنا بوده به كارواني حمله كنند دستور حمله مي‌داده اگر بنا بوده آيه اي در مذمت منافقان خوانده شود خوانده مي شده و هيچگاه مسائلي مانند گرماي شديد يا غيره براي ايشان در بيان حقيقت هر قدر كوچك يا بزرگ تاثيري نداشته است. سئوال مهمتر اينكه: حقيقت، حقيقت است و كوچك و بزرگ و کم اهميت و پراهميت، ندارد و بيان آن نيز واجب است (به خصوص از سوي پيامبر) ضمن اينكه آن سال، آخرين سال حيات پيامبر(صلي الله عليه وسلم) بوده و موقعيت ديگري براي بيان حقانيت علي وجود نداشته است. براي نمونه به قرآن کريم نگاه کنيد که مثلاً براي دعواي زن و شوهر آيه نازل مي شود! براي اينکه اعراب صدايشان را جلوي پيامبر بلند نکنند آيه نازل مي شده! براي يک اخم پيامبر به يک شخص کور، آيه نازل شده و پيامبر به شدت در آن توبيخ شده اند.* پس کم اهميت يا پر اهميت بودن وقايع از ديد ما صحيح نيست و بايد وقايع را طبق شرايط همان زمان و آن هم از ديد الهي بررسي کرد.
  • پيامبر (صلي الله عليه وسلم) در آخرين سالهاي حيات خود به تبوک، سرزميني با فاصله زياد لشکر کشي کرده و ضمن صرف هزينه اي سنگين بدون هيچگونه درگيري و نبردي باز مي گردند. بله اين عمل ايشان در نگاه ما (در قرن 20) تعجب آور است. ولي آيا بايد بگوييم: ايشان اهداف و نيات ديگري، مطابق با علايق و سلايق امروزي ما داشتند؟و چرا در آن گرماي شديد هيچ جنگي صورت نگرفت؟ و اينهمه هزينه بيهوده شد! و هدف پيامبر چيز ديگري بود! آري، چنين رفتارهاي خارق العاده اي پيش از اين نيز از پيامبر ديده شده ايشان دو بار دستور هجرت به حبشه مي دهد با 300 نفر در بدر مقابل سپاه 1000 نفري کفار مي ايستد، مسجد ضرار را تخريب مي‌کند. با کفار در حديبيه صلح مي کند و… پس مي تواند براي احقاق حق علي و جلوگيري از شايعه پراکني عليه او و سفارش به دوستي با او در گرماي شديد هم مردم را نگهدارد و حتي از آنها بيعت دوستي با علي را بگيرد.
  • وقتي بناست مردم در آن گرماي شديد حر کت کنند و آنرا تحمل نمايند آيا چند دقيقه کمتر و بيشتر تفاوتي مي کند.
  • اگر از نرم افزارهاي رايانه اي براي محاسبه زمان واقعه غدير استفاده کنيد** متوجه مي شويد 18 ذي الحجه يعني واقعه غديرخم در روز 29 اسفند بوده و نمي توانسته چندان گرماي شديدي در محيط وجود داشته باشد. من مدت 2 سال، سايت هواشناسي عربستان را در اين خصوص، بررسي کردم و متوجه شدم از فاصله زماني 25 اسفندماه تا 10 فروردين ماه اين دوسال (سال 1384و 1385 شمسي)درجه هواي منطقه رابغ (که غدير در آن واقع است) در گرمترين ساعات روز از 30 درجه بيشتر نمي‌شود و با توجه به اينکه هواي زمين طي هزار سال گذشته دو درجه گرمتر شده*** با اطمينان قريب به يقين، مي توان گفت: درجه هواي غدير خم در 29 اسفند سال 10 هجري: 28درجه يا چيزي نزديک به آن، بوده است و چنين درجه حرارتي نه تنها گرماي شديد و حتي گرماي معمولي نيست بلكه بسيار فرح انگيز و روح بخش است. (جالب است كه طي اين محاسبه رايانه اي معلوم مي شود غدير خم روز سه‌شنبه يا چهارشنبه بوده و براحتي احاديثي كه مي گويد غدير در روز پنجشنبه و يا جمعه بوده دروغ محض است هر چند به اشتباه در كتب اهل سنت هم آمده باشد).
  • و به عنوان تلنگر آخر به مغز شما: چرا راوي آن حديث جعلي كه مي گويد هوا گرم بود اين همه روي گرمي هوا تاكيد داشته مگر گرماي هوا براي عربها چيز تازه و جديدي بوده پس متوجه مي شويم كه ريگي به كفش راوي بوده….

__________

* البته شيعه اين اعتقاد را ندارد ، براي درک بهتر قضيه به تفسير نوين جزء 30 نوشته محمد تقي شريعتي مراجعه کنيد.
** نمونه اي از نرم افزار تبديل تاريخ در سايت www.andishe.net موجود است . سايت هواشناسي عربستان : www.pme.qov.sa البته اگر مشاهده كرديد اين دو سايت ، فيلتر شده است بدانيد كه ريگي به كفش آخوندهاست زيرا اين دو سايت نه مطالب اخلاقي دارد و نه مطالب ديني . البته كلك جديد آن است كه اينگونه سايتها را به سمت سايتي ديگر ، منحرف مي كنند كه بعضا سايتهاي خلاف اخلاق و عفت عمومي است. عجيب است كه حاضرند مردم اخلاقشان فاسد بشود ولي اعتقاداتشان اصلاح نشود!
*** به علل گوناگوني دماي فعلي كره زمين گرمتر شده است، دلايلي چون شكافته شدن جو و لايه بيروني زمين.
Advertisements

17 دیدگاه»

  حسین wrote @

به به دنبال اثباتی خنکی هوا رفتین لابد تما روات خودتون که اینطوری نقل کردن همه اشتباه کردن پس دیگه اصلا نمی شه به روایتهایشان عمل کرد چون احتمالا بقیه روایتها هم همین طوری بوده دیگه پس فقط دلیل عقلی منده براتون چون به تمام روات خودتونم توهین کردین دیگه رواتونم شدن کارشناس هواشناسی و کامپیوتر باز هم همونه بحث مولی بودن ایر المؤمنین علی (ع) سرجای خودش تکونم نمی خوره حالا هواهم یکمی خنکتر تا زیاد داغ نکنید شما

  عبد الحق wrote @

در طول اینهمه سال که علی ع با محمد ص حشر و نشر داشته و عاشقانه در همه ی صحنه ها در کنار حضرت حاضر بوده مگر مردم کور و نفهم بوده اند و نمی دانستند که علی ع دوست پیامبر است؟!.
چرا دست حضرت را بالا بردند؟
چرا بر بلندی ایستاند؟
اصلا چرا عمر و ابوبکر و عثمان را معرفی نکردند؟
چرا کلمه ی ولایت بکار بردند و کلمه خلافت یا حاکم یا پادشاه و . . . نفرمودند؟
(ولی) یعنی دوستی. دوستی هم با عشق همراه میباشد. حضرت ختمی مرتبت خواسته اند به ما بگویند که رابطه ی شما با کسی که بعد از من به او احتیاج دارید باید رابطه عاشق و معشوق باشد. نه حاکم و محکوم.
حضرت محمد ص ولایت را به علی ع دادند و خواص نیز آنرا درک کرده اند و با جان خود حس نموده اند.
حال دیگران حکومت به راه انداخته و دوست داشتند حاکم باشند ربطی به ولایت ندارد. راه دنیا را انتخاب نموده اند. و ما شیعیان این دو راه را از هم جدا میدانیم.
سوال اگر قضیه فقط این بود که پیامبر علی را به عنوان دوست خود معرفی کند چرا شیوخ (حاکمان ) شما بلافاصله به علی ع تبریک گفتند؟
نگویید نمیدانستند که علی دوست پیامبر بوده!.
مگر در طول حیاط پیامبر ص چندین بار این اتفاق برای دیگران افتاده(یعنی دیگران را به عنوان ولی معرفی کرده) که حال این امر عادی و غیر مهمی باشد؟
چه امر مهمی بوده که نیاز به تبریک گفتن داشته؟
امر مهم این بوده:
امیرالمومنینی چز علی ع نیست.

  علی wrote @

متاسفانه انسان وقتی می خواهد زیر بار حرف حق نرود هزار و یک دلیل برای خودش و دیگران می تراشد و حتی می تواند از آب کره بگیرد! برادر عزیز! پیامبر اکرم(ص) افصح عرب بوده اند، در قرآن که واضح و مستقیم به خلافت علی اشاره نشده، پیامبر هم در اینجا از کلمه ای( مولی) استفاده می کنند که دارای 27 معنی مختلف است، ولی خلافت در میان این معانی مختلف نیست! آیا چنین موضوع بسیار مهمی که به زعم شما از حج و نماز همه مهمتر است باید اینچنین در پرده ابهام باشد! که نه از ظاهر قران و نه از کلام پیامبر نتوان معنای خلافت را از آن بیرون کشید؟ وگرنه چه نیازی بود که علامه امینی 11 جلد کتاب بنویسد؟! پیامبر(ص) در موارد متعدد دیگری نیز از حضرت خدیجه یاد کرده و ایشان را ستوده اند، آیا کسی نمی دانسته که ایشان خدیجه را دوست داشته اند؟! براستی مگر امام خمینی شما نگفت ملاک هرکس وضعیت حال اوست و من اگر از کسی تعریف کرده ام برای همان زمان خاص بوده؟ نزدیکترین معنا برای کلمه مولی در زبان فارسی می شود: آقا و سرور! و هیچ عربی در هیچ کجای تاریخ نه قبل و نه بعد از پیامبر برای معرفی خلیفه یا جانشین( در امور حکومتی) از کلمه مولی استفاده نکرده است بلکه از کلمات مشخص و واضحی مانند : امیر – اولی الامر – والی – حاکم – ملک و . . . استفاده شده است! حضرت علی از هر قبیله ای چند نفر را نفله کرده بوده و در ماجرای تقسیم غنائم همه با علی قهر می کنند، پیامبر(ص) با درایت و دوراندیشی خود می فهمند که اکنون که زنده اند اوضاع بدین منوال است (علاوه بر اینکه علی جوان و فقیر هم بوده!) فردا که در این دنیا نباشند مسلم است که چه وضعیتی برای علی پیش می آید برای همین در چنین موقفی چنان مدال افتخاری را به سینه علی می زنند . البته :
با گوشهای کر این حرفها چه سود با کور آفتاب توحید را چه کار
متاسفانه مغز شما پای منبر آخوندها پوک شده و نمی تواند پذیرای حرف حق باشد.
در ضمن می شود بفرمایید که مردم در حجه الوداع چه کسانی بوده اند؟ همه آنها که از صحابه درجه یک و آشنای با علی نبوده اند، لابد آن روزها هم رادیو و تلویزیون و مداحی و روضه بوده و همه علی را می شناخته اند!!! مردم گوشه و کنار شبه جزیره بخاطر بلوایی که خالد و یارانش بر سر پارچه های یمنی در آورده بودند ناخواسته و بدون اینکه اصلا علی را بشناسند در حال دشمنی با علی بوده اند و پس از حج نیز هر کدام به گوشه و کناری می رفته اند و رسانه های بین المللی و ماهواره ها هم نبوده اند تا مردم را با خبر کنند و بنابراین پیامبر(ص) برای جلوگیری از پیدایش این دشمنی ها و کینه ها در دل مردم در غدیر خم به دوست داشتن علی سفارش اکید می کند . در خصوص ابوبکر نیز پیامبر به تواتر در جاهای دیگری تعریف و تمجید کرد ه اند و البته ابوبکر و عمر و عثمان با خالد وارد بحث نشده بودند تا پیامبر بخواهد انها را معرفی کند.

  رضا wrote @

سلام اقاعلی شماکه اسم از11جلدکتاب ا لغدیر می برید ایا تا حال ان را هم خوانده ای که چند نفر از صحابه این روایت رانقل میکنند خواهش می کنم عاقلانه بحث کنید وعلمی جواب بدهید

  ahmad wrote @

bwjaye in jango jadalha roye chishaye ke tafahom darim sohbat konid tabadol etelaat konid dar zmn payambar welayatro be ali dad mardom hokomat ro be abobakr albate in aghideye shakhci mane

  احمد wrote @

آیا پیامبر اکرم اسلام (ص) به اندازه شیوخ شما که بعد از خودشون جانشین انتخاب کردن نمیدانسته که برای بعد خود باید جانشینی انتخاب کند؟ پس اگر اینطور بوده یکباره بفرمایید که خاتم النبیین حضرت محمد نبوده و حضرت الحضرات امیرالمومنین جناب ابوبکر و عمر ابن الخطاب ( که همگی میشناسیم چه خلیفه لایق و کاردانی بوده اند که برای رفاه حال مسلمین نوشیدن شراب را با در نظر داشتن شرایطی حلال دانسته اند!!!!!!)بوده اند واقعا متاسم!!!!

  علی wrote @

جواب سوالات خود را در کتبی چون الفوس یا بن بست پیدا کنید، همه این موارد در آنجا پاسخ داده شده است و نیازی به تکرار نیست

  یه ایرانی wrote @

بابا ول کنید حماقت تا کی این دعوا رو ادامه میدید آخه کی میخواید بفهمید این دعواها باعث از بین رفتن اسلام میشه؟ خوب ببینید دنیا در علم کجاست و ما کجای علمیم عوض این همه کارای بیهوده سعی در اتحاد مسلمین داشته باشید نه اینکه شیعه اینطوری و شیعه اونطوریه . مسلم است که با ادامه این دعوا غرب تو همه چی پیشرفت میکنه و ما هم میمونیم سر اینکه پیامبر تو غدیر گفت علی را دوست بدارید! ( مگه خودتون علی رو به عنوان خلیفه نمیشناسید خوب دیگه این کارا یعنی چی)

  علی wrote @

وقتی هنوز عده ای به دنبال پس گرفتن فدک هستند و عده ای دیگر در فکر گرفتن انتقام سیلی فاطمه هستند، پس چگونه می توان چون غرب پیشرفت کرد؟ آری نظر شما صحیح است ولی با افکار بچه گانه و خرافات مسخره و به دنبال قصه های خاک خورده و پوسیده بودن نمی توان پیشرفت داشت، ابتدا باید ریشه این عقاید پوچ و منحرف را خشکاند تا مردم بفهمند که دنیا خیلی بزرگتر از آن است که آخوندها در ذهنشان نقاشی کرده اند

  خيام wrote @

سلام
من تاريخ 18 ذالحجه سال 10 هجري رو تو سايت andishe.net تبديل كردم
اين نتيجه رو گرفتم:روز دوشنبه 28 اسفند سال 10 خورشيدی

ولي شما نوشتي روز سه شنبه يا چهارشنبه 29 اسفند

دوست عزيز , مشكل از منه يا استاد عليرضا حسيني توي تبديل تاريخ اشتباه كرده اند؟

  علی wrote @

در این سایت نوشته در خصوص سالهای قمری ممکن است یک روز اختلاف پیش آید به خاطر ماهها که 29 یا 30 روز است من نوشته ام حتی اگر یک روز و حتی دو روزهم عقب و جلو برود می شود سه شنبه و یا چهارشنبه و یا یکشنبه و شنبه ولی پنجشنبه و جمعه که در احادیث شیعه و یا سنی امده نمی شود

  عابد wrote @

چند سؤال دارم:
1. نظر شما درباره آیه 67 سوره مبارکه مائده (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک …) چیست؟ این چه مأموریتی بوده که اگر پیامبر (ص) انجام نمی دادند مثل این بوده که اصلا رسالت را انجام نداده اند؟و چرا بعد از آن وعده ی حفظ جان به پیامبر (ص) داده شده است. این چه مأموریتی بوده که احتمال داشته جان پیامبر (ص) در آن به خطر بیفته؟
2. نظر خود را درباره حدیث ثقلین و سفینه نوح به طور کامل بنویسید.
ممنون

  عابد wrote @

َشأن نزول آیه 67 سوره مائده؟

  بت شكن wrote @

اقا اساس شيعه با كفر بنا شده به خدا قسم با قران مخالفه بسياري از عقايد شيعه مثلا علم غيب مثلا ولايت دوازده نفر در اسلام مثلا موت اختياري مثلا مرتد بودن اصحاب نبي مثلا لعن و نفرين امهات مومنين مثلا نماز سه وقت خوندن مثلا بدعت در دين قبر برستي مثلا توسل به امام ها همه اين ها مخالف قران شيعه هاي عزيز قران بخوانيد بزارين قران براتون اساس باشه بعد احاديث ببينين از شيعه جيزي باقي ميمونه

  عبدالرحمان wrote @

دوستان اهل تشییع می توانید جهت مناظره در این موارد به وبلاگ بنده بیایید خوشحال می شوم ولی با دلیل وبحثی کاملا علمی
http://islampf.blogfa.com/


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • Credits

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: