در سوره مائده آیه67 خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمده که پیام نازل شده را ابلاغ کن و خداوند ترا از گزند مردم نگاه می دارد. روافض معتقدند که مطلب مورد نظر در واقع همان خلافت الهی حضرت علی بوده است، پس چرا در جریان حدیث قرطاس(قلم و دوات) که علمای رافضی شدیدا معتقدند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قصد داشته خلافت علی را کتابت کند و عمر مانع اینکار شده، پس در آنجا نیز پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم باید این مطلب را ابلاغ می کرده و از گزند اطرافیان نمی ترسیده چون خداوند، حفظش می کرده است، پس چرا دائم می گویید که عمر و صحابه کودتا کرده بودند و متوجه شده بودند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قصد دارد خلافت علی را کتابت کند و به همین خاطر مانع او شدند!! پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم باید مطلب را در جلوی همه و براحتی و بی هیچ ترسی بیان می کرده، چون گزندی به او نمی رسیده است.



































